السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
215
جواهر البلاغة ( فارسى )
الرّماد » زيد كريم لأنّه كثير الرّماد و كثرته تستلزم كذا الى الآخر كيف لا و أنّها تمكّن الإنسان من التّعبير عن أمور كثيرة يتحاشى الافصاح بذكرها إمّا احتراما للمخاطب أو للابهام على السّامعين أو للنّيل من خصمه دون أن يدع له سبيلا عليه أو لتنزيه الأذن عمّا تنبوعن سماعه و نحو ذلك من الأغراض و اللّطائف البلاغيّة . و كنايه از لطيفترين و دقيقترين شيوههاى بلاغت است ، و آن از حقيقت و تصريح بليغتر است . چونكه در آن ذهن از ملزوم به لازم انتقال پيدا مىكند . پس آن مانند ادعاى همراه با دليل است . در « زيد كثير الرّماد » خاكستر زيد زياد است ، گويا تو مىگويى : زيد كريم است . زيرا خاكسترش فراوان است و انبوه بودن خاكستر مستلزم كريم بودن است . همينگونه است بقيهء كنايهها . و چرا چنين نباشد با اينكه كنايه به انسان توانايى مىدهد كه ذكر كند چيزهاى بسيارى را كه نمىتوان به صراحت ذكر كرد ، يا براى احترام مخاطب يا براى در پوشش نهادن سخن براى شنوندگان يا براى دست يافتن و اقتدار داشتن بر دشمن بدون اينكه راهى براى مؤاخذهء او باقى گذارد يا براى پيراسته داشتن گوش از آنچه شنيدنش براى آن ناگوار است ، و مانند اينها از هدفها و لطافتهاى بلاغى . توضيح : ضمير « أدقّها » به « أساليب » باز مىگردد . « حقيقت » در برابر مجاز ، و « تصريح » در برابر كنايه است . « و كثرته تستلزم كذا » كثرت خاكستر مستلزم كريم بودن است . « كذا الخ » همينگونه است تا پايان كنايهها . « الخ » مختصر « إلى آخر » است . « يتحاشى » پرهيز مىشود . « تنبو عن سماعه » از شنيدنش آزرده مىشود ، شنيدنش براى آن ناگوار است . تمرين بيّن أنواع الكنايات الآتية و عيّن لازم معنى كلّ منها . تمرين نوع كنايههايى را كه مىآيد بيان كن ، و لازم معنى هريك را مشخص بساز . 1 - قال البحترى يصف قتله ذئبا : بحترى در وصف اينكه گرگى را كشته است مىگويد :